برابر مسلمانان و بيزانسيان از كشورش دفاع كرد، حمايت فرانكها و پشتيباني بسيار موٴثر مغولان را جلب كرد. هنگام جلوس گيوك، سومين خان بزرگ مغول در 1246، هايتون برادرش سمباط را به سفارت به دربار مغول فرستاد. سفر سمباط چهار سال، طول كشيد. در اين اثنا، از سمرقند نامهاي به شاه نوشت و در آن دربارهٴ تمايل مسيحي مغولان مبالغهٴ زيادي كرد. اندكي پس از بر تخت نشستن منگو، چهارمين خان بزرگ در 1248 از خود هايتون براي ديدار اردوي غربي به كرانهٴ ولگا، و دربار امپراتور در مغولستان دعوت شد. هايتون در اوايل بهار 1254 به نخستين اردوگاه تاتار در قارص گرجستان رسيد؛ سپس، همراه پاسداراني از گذرگاه دربند عبور كرد و به اردوگاه گوگ اردو در شمال درياي خزر رفت، و سپس در 14 سپتامبر، به حضور خان بزرگ رسيد. تا اول نوامبر، در آن جا اقامت كرد و سپس، از راه باركول، اورومچي، درياچهٴ سيرم، درهٴ ايلي، تلاس، اُترار، جيزك، سمرقند، بخارا، مرو، تبريز، و غيره بازگشت و در ماه ژوئيه 1255، به ميهنش رسيد.
كاتب او سيرياكوس گنجهاي (وفات: 1272)، مختصري از شرح سفر او را نوشته، ولي بدبختانه اين شرح بسيار مختصر است. در آن اشارات عجيبي به بودائيت چيني ديده ميشود.
ج. يهوديان غربي
يعقوب پاريسي1
رابي يعقوب يهودي، كه در حدود 1258 به زيارت بيتالمقدس شتافت. در اواسط سدهٴ سيزدهم، مكتب تلموديان پاريس تقريباً مدارس تروا و رامروپت را تحتالشعاع قرار داده بود، اگرنه در سراسر اروپاي شمالي، مهمترين مركز معارف رباني در فرانسه شمرده ميشد؛ و اين بيشتر ناشي از اعتبار يك رابي بزرگ به نام يحيئيلبن يوسف بود.2 با اين همه، فرمانهاي متعدد لويي نهم ثروت يهوديان را كاسته بود، و رابي يحيئيل را مجبور ساخته بود نماينده به كنيسههاي شرق بفرستد و از آنان كمك مالي بخواهد. اين نماينده ربّي يعقوب نام داشت و جز اين دربارهاش چيزي نميدانيم. او شرح مختصر سفر خود را نوشت اين حاوي معرفي هشتاد مقبرهاي است كه در بيتالمقدس زيارت كرده بود. راهنامهٴ بينام پاريس تا عكا هم، كه مقارن همان زمان، به عبري نوشته شده، ممكن است تأليف او بوده باشد.